تبليغاتX
هجوم بن بست


هجوم بن بست

به نام خدايي كه در اين نزديكيست

اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

 

پانوشت: (مراقب خودتون باشین سمیه خانوم!!) این آخرین چیزی بود که بهم گفتی ولی من اونقدرا خوشبین نیستم!! تو من و به خودم سپردی اما من خیلی وقته که به خودم تعلق ندارم

همیشه به خدا میسپرمت

مثل حالا نیگا کن...

خداااایاااااااااااا مراقبش باش


 

نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 18:14 توسط رسا| |

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه باران زده

پانوشت:یاد سهراب بخیر!

 آن سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت :

"تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم...

 آرزویم همه خوشبختی توست!!" (دلم گرفته)

نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 18:1 توسط رسا| |

تو یه روز سرد برفی

با دلی مثل پرنده

لب حوض کنار نرده

هر چی گشتم جای گرمی

بهتر از قلبت ندیدم

میشه دوستم داشته باشی

آخه بیرون خیلی سرده...!

یخ زدم از تنهایی

 

پانوشت:هیچ چیز بدتر از فراموش کردن یک بودن نیست!!

 

نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 17:45 توسط رسا| |

خیلی مهمه!!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 9:41 توسط رسا| |

تولدت مبارک


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 9:25 توسط رسا| |

  فقط ۱ ثانیه!!


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 19:43 توسط رسا| |

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 19:24 توسط رسا| |

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است...

پا نوشت:کاش واقعا می دیدی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 19:22 توسط رسا| |

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی...
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 19:20 توسط رسا| |

نمیدانم چرا این گونه است

نگاه عاشقانه کسی به توست بی اختیار...

از کنار او می گذری...

و عاشقانه به کسی مینگری که دلش پیش تو نیست...

پا نوشت:خسته شدم دیگه طاقت ندارم دارم دیوونه میشم خیلی بدی

خداااااااااااااااااااااااا چی کار کنم ؟؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 18:53 توسط رسا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ